ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
173
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
بيان درگذشت علاء الدوله سبكتكين و فرمانروائى پسرش و آنچه ميان او و سلطان سنجر گذشت . درين سال ، در ماه شوال ، علاء الدوله ، ابو سعد ، مسعود بن ابو المظفر ، ابراهيم بن ابو سعد ، مسعود بن محمود بن سبكتكين ، فرمانرواى غزنه ، در همان شهر غزنه دار فانى را وداع گفت و پس از او پسرش ارسلانشاه بر مسند فرمانروائى نشست . مادرش هم كه يك زن سلجوقى دختر الب ارسلان ابن داود بود ، نفوذ داشت و بر كارها مسلط بود . ارسلانشاه برادران خود را گرفت و به زندان انداخت . يكى از برادرانش ، بنام بهرام ، گريخت و به خراسان نزد سلطان سنجر بن ملكشاه رفت . سنجر رسولى را در خصوص كار بهرام به نزد ارسلانشاه فرستاد ولى ارسلانشاه به او و حرفهاى او گوش نداد . لذا سنجر قشونى آماده كرد كه به غزنه گسيل دارد تا ارسلانشاه را از مسند بردارند و بهرام را بجايش بنشانند . ارسلان شاه وقتى اين خبر را شنيد كسى را نزد سلطان محمد فرستاد و از دست برادرش سنجر شكايت كرد . سلطان محمد رسولى را به خدمت سنجر اعزام كرد و به دو گفت : « اگر ديدى كه برادرم قصد محاربه با سپاهيان ارسلانشاه را دارد و به سوى آنان روانه شده يا نزديك است كه روانه شود ، ازو جلوگيرى نكن و پيام مرا به او نرسان چون از راه خود برنميگردد ولى دستش